(خداوند سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نمي دهد ، مگر آنكه خود آن ملت سرنوشت خود را تغيير دهند ( قرآن كريم                                                            

گمشده

۱۳۸٩/٦/۱۸

طفلی به نام شادی ، دیریست گمشده ست 

با چشمهای روشنِ برّاق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

 این هم نشانِ ما  : 

یک سو خلیج فارس ، سوی دگر خزر

محمدرضا شفیعی کدکنی

+ بابا حمید ; ۳:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱۸

آقای رئیس جمهور از شما متشکریم !!

۱۳۸۸/۳/۱٩

 

آقای رئیس جمهور از شما متشکریم !!  

1-    از شما متشکریم بخاطر اینکه ما خودمان خبر نداشتیم که اینقدر وضعمان خوب است . تا امروز هر وقت که هر چی میخواستیم بخریم میدیدیم قیمتها همینطور رفته بالا و گرونتر از قبل شده , اما از وقتی که این نقاشی های قشنگ آمارهاتونو دیدیم فهمیدیم که ما هممون اشتباه می کردیم و حتی قیمتها ارزونتر از 30 سال گذشته بوده . ولی آقای رئیس جمهور یعنی اینهمه پولهای اضافه ای که تا حالا برای خرید میدادیم انعام بوده ؟

2-     از شما متشکریم بخاطر اینکه حقوقمون اینقدر اضافه شده و میتونیم یک کم پس انداز کنیم تا شاید بشه بعضی چیزارو که تا حالا نمی شده بخریم . ولی آقای رئیس جمهور نمی دونیم چرا هنوزم برج به نصفه نرسیده هیچی تو جیبمون نمی مونه که جواب مخارج ضروریمونو بده چه برسه به بقیه چیزا ! .

3-     از شما متشکریم بخاطر اینکه قراره سهام عدالت بهمون بدید . ولی این بچه فضولم وقتی پرسید چرا حالا که این روزها شما سرگرم انتخاباتید قراره اینکار انجام بشه و اول هم به اقشار خاصی داده بشه , نمی دونستم چی جواب بدم . میترسید که نکنه بعد از انتخابات تموم بشه این سهام .

4-     از شما متشکریم بخاطر اینکه فهمیدیم آمارهای اینهمه کارشناس هایی که میگن تورم 25% و بیکاری زیادتر شده و بدهی دولت به بانکها زیاد و این حرفها همش الکیه . لابد میخواهند ما را نگران کنند . ولی آقای رئیس جمهور این پسر من و همسایه هامونو اقواممون همشون بیکارن هنوز ؟ از تنبلی شونه ؟

5-     از شما متشکریم بخاطر اینکه فهمیدیم وضعمون تو دنیا چقدر حتی از زمان خاتمی هم بهتر شده و این دولت انگلیس هم از ایران عذرخواهی کرده وما نمی دونستیم . ولی آقای رئیس جمهور چرا این وزارت خارجه انگلیس حرف شمارو تکذیب کرد ؟

6-     از شما متشکریم بخاطر اینکه فهمیدیم این اوباما که همش میگه بیائید با هم دوست بشیم بخاطر سیاست های خارجی شماست . ولی آقای رئیس جمهور این چرا به همه دنیا هم همین حرفهارو میزنه و همه دنیا هم میگن  این فرصت خوبیه برای دوستی , ولی ما که اونو به اینکار وادار کردیم خودمون هیچ کاری نمی کنیم  هنوز ؟

7-     از شما متشکریم بخاطر اینکه  فهمیدیم شخصیت شما و رئیس جمهوریتون اینقدر با ارزشه که لازمه هر چی رئیس جمهور تا حالا داشتیم ضایع بشن تا شما این دوره هم انتخاب بشید . ولی آقای رئیس جمهور فکر نمی کنید که اینجوری جمهوری اسلامی هم زیر سوال میره ؟

8-     از شما متشکریم بخاطر افشاگریهاتون . ولی آقای رئیس جمهور آخرش نفهمیدیم که چرا این میرحسین موسوی را افشا نکردید ؟ یعنی همونطور که خودش گفت هیچی ازش پیدا نکردید که مجبور شدید فقط از بقیه بگین ؟

9-     از شما متشکریم بخاطر اینکه تو مناظره ها اینقدر رسا و کوبنده صحبت میکردید . ولی آقای رئیس جمهور اگه بقیه هم پشت سر شما اینقدر کوبنده بدگویی و توهین بکنند اشکالی نداره ؟

10- از شما متشکریم بخاطر اینکه نظرتونو در باره آقای هاشمی و ناطق نوری گفتید . ولی آقای رئیس جمهور چرا وقتی همین آقای هاشمی شما را استاندار اردبیل کرده بود , اون سخنرانی پر از تعریف و تمجید را ازش کردید و تو انتخابات سال 76 اینقدر از آقای ناطق نوری تعریف کردید ؟

11- از شما متشکریم بخاطر اینکه سوالهای خوبی تو مناظره ها مطرح کردید . ولی کاش به سوال دیوان محاسبات کشور که چندین ماه همش میپرسه که یک میلیارد دلار درآمد نفتی دولت کجا رفته هم یک جوابی بدید .

12- از شما متشکریم بخاطر اینکه از پولهای دریافت شده از شهرام جزایری گفتید . ولی کاش همانطور که آقای کروبی جواب اینو دادند شما هم جواب این سوال ایشونو که پرسیدند 300میلیارد تومان گمشده در زمان شهردار بودن شما کجاست را میدادید .

13- از شما متشکریم بخاطر اینکه اینهمه با مستضعفین همدردی میکنید . ولی آقای رئیس جمهور چرا وزیر کشورتون جزو میلیاردرهای معروف کشوره ؟

14- از شما متشکریم بخاطر اینکه در مورد نحوه تحصیل افراد حساس هستید . ولی چرا این آقای کردان که مدرک تحصیل دکتری برای خودش جعل کرده بود و اینقدر حمایت میکنید ؟

15- از شما متشکریم بخاطر اینکه اینقدر دنبال شایسته سالاری هستید . ولی چرا اینهمه فک و فامیلهاتونو گذاشتید سر پست های حساس ؟ یعنی همه اینها شایسته هستند ؟

16- از شما متشکریم بخاطر اینکه از آرمان مردم فلسطین حمایت می کنید . ولی ما آخرش نفهمیدیم اینقدر در مورد هولوکاست صحبت کردن چه فایده ای برای ما و مردم فلسطین داشت . در عوض شنیدیم که نخست وزیر اسرائیل از این اظهارات شما بشدت استقبال کرده .

17- از شما متشکریم بخاطر اینکه در مورد حق مردم ایران از انرزی هسته ای پافشاری کردید . ولی آقای رئیس جمهور میوه انرزی هسته ای , نتیجه کشت و کار و تلاش بیست ساله همه دولتهای گذشته است که امروز به بار نشسته .

18- از شما متشکریم بخاطر ...........

موارد تشکر ما از شما بسیار فراوان است آقای رئیس جمهور که در این نامه نمی گنجد و از طرفی هم جایی برای امضای همه مردمی که اصرار به تایید این نامه تشکر دارند نیست , بنابراین تصمیم گرفتیم تا همه ما در روز 22خرداد تشکر خودمان را با رای به مهندس موسوی از شما اعلام کنیم .

+ بابا حمید ; ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٩

توضیحی در خصوص سکوت میرحسین موسوی در مورد اعدامهای سال67

۱۳۸۸/۳/٧

 

مشکل اساسی و تاریخی ما مردم از دیرباز این است که قضاوتهایمان از افراد و انتظارهایمان از وقایع و تحولات سیاسی – اجتماعی کشور همواره با مطلق اندیشی و تابو پروری توام بوده است و بقول محسن مخملباف نگرشمان به پدیده ها غالبآ بصورت صفر و صد است و این نگاه تمامیت خواه در بسیاری از فرصت های تاریخی کار دستمان داده و امروز نیز یکی دیگر از همین فرصت هاست که اگر منطقی نیندیشم ، خسارتهای جبران ناپذیری را در روند اصلاح امور در پی خواهیم داشت .

تا زمانیکه بدرستی درک نکنیم که هیچ شخصیت مطلقی وجود ندارد که از عیب و نقص عاری بوده و در کارنامه دیروز – امروز و حتی فردایش اشکال و ایرادی یافت نشود ، مطمئنا این خطای دیدگاهی باعث خواهد شد که همه دستآوردهایمان را قربانی رویاهای آرمانخواهی و ایده آلیستی خود نماییم .  

تجربه دوران اصلاحات و انتظاراتی که از این دوران و شخص خاتمی داشتیم دلیل روشنی بر اثبات این مدعاست . ما می بایست دوران خاتمی را فقط بعنوان دورانی که می توان زیرساخت های تحولات مثبت را در آن نهادینه نمود در نظر میگرفتیم . دوران گذری که در آن باید تمرین دمکراسی خواهی ، آزاد اندیشی و تحمل پذیری و واقع نگری می نمودیم تا بلکه در دراز مدت بتوانیم جامعه ای مدنی و آزاد را پایه ریزی نماییم . اما متاسفانه بدون توجه به ریشه های اجتماعی و فرهنگی مشکلات موجود در کشور و بافت فرهنگی قدرت و .... توقعاتمان را از این دوران در حدی بالا بردیم که با ناچیز پنداشتن ارزش دستآوردهای بسیار مهم بدست آمده ( که می بایست دستمایه ادامه حرکتمان می گشت ) متاسفانه آنچنان دچار یاس خودساخته وکاذبی گردیدیم که چهار سال عقب گرد را برایمان به ارمغان آورد .

باید یاد بگیریم همانگونه که از مطبوعات ، اینترنت و امثال آن به مثابه ابزارهای دمکراتیک و فرصتی برای مبارزات قانونی بدور از خشونت استفاده می نماییم ، اشخاص و احزاب و وقایع  سیاسی – اجتماعی پیش آمده نیز موقعیتهای فراهم آمده ای هستند که باید از آن بعنوان وسیله ای برای حرکت به جلو ، حداکثر بهره را ببریم . بنابراین همانگونه که در زندگی شخصی خود گاهآ و اجبارآ از امکانات ناقص برای پیشرفت استفاده می کنیم ، در حرکتهای اجتماعی نیز باید از ایده آل اندیشی و تمامیت خواهی پرهیز کنیم .

تا قبل از سال 1376 و رویداد 2خرداد ، شرایطی در فضای سیاسی کشور حاکم بود که ناامیدی از اصلاح امور و یاس از نتیجه بخشی مبارزات مسالمت جویانه ، در ذهن اکثریت فعالین سیاسی کشور بعنوان حقیقتی تلخ سایه افکنده بود . بطوریکه حتی گروه هایی که همواره و در همه حال معتقد به مبارزه قانونی و امیدواری به شیوه هایی همچون انتخابات دارند نیز ، امید و خوشبینی خود را از انتخابات پیش رو از دست داده بودند . بدیهی است که در چنین اوضاع و احوالی ، کسانی که از نظر اندیشه سیاسی در قرن گذشته بشریت جا مانده اند و همچنان تنها راه رهایی را جنگ مسلحانه میدانند ، شعار تحریم انتخابات را به صراحت تبلیغ و ترویج مینمودند . اما همت یکپارچه مردم در شرکت در انتخابات و انتخاب خاتمی ، کشور را بگونه ای به دوران جدیدی از مبارزات آزادیخواهی وارد نمود که امید به پیروزی روشهای قانونی بعنوان متدی کاربردی سرلوحه فعالیت همه دمکراسی خواهان قرار گرفت . و اکثریت آندسته از تحریم کنندگان با حسن نیت که ناامید از نتیجه بخشی چنین حرکتهایی بودند را آنچنان امیدوار نمود که در دوره دوم انتخاب خاتمی ، خود آنان جلودار تشویق مردم در شرکت در انتخابات گشتند . اما همانگونه که اختصارآ اشاره نمودم عدم آسیب شناسی و درک شرایط باعث گردید تا در انتخابات نهم ریاست جمهوری با قهر کردن از صندوقها ، مجددا صحنه انتخاب را به کسانی واگذار نماییم که نتیجه عملکردشان را امروز شاهدیم . و باید بپذیریم که احمدی نزاد را عمدتآ تحریم کنندگان انتخابات به ریاست جمهوری رسانندند و نه طرفدارانش .

واقعیت این است که موضوع اعدام زندانیان در سال67 را باید از 2 گروه بازخواست و پیگیری نمود . گروه اول کسانی که نقش مستقیم در انجام آن داشتند و گروه دوم کسانی که در برابر اینگونه وقایع سکوت کردند . بدون شک در بدبینانه ترین قضاوت نیز نقش میرحسین موسوی را حداکثر می توان در گروه دوم جای داد . زیراکه همه تحلیلگران منصف سیاسی بخوبی میدانند این واقعه تصمیمی بود که کنترل آن از قدرت اشخاص و دولت خارج بود . ضمن آنکه بغیر از وجود دولتهای موازی و در سایه ، کابینه رسمی نیز بدلیل وضعیت قانونی آنزمان ، الزامآ با انتخاب و پاسخگوی مستقیم نخست وزیر نبود . و  حتی شخصیتی همچون آیت ا... منتظری که در آن زمان در جایگاه قائم مقامی رهبری بودند نیز علیرغم اعتراضات گسترده خود نتوانستند تاثیری بر عدم اجرای آن بگذارند . بنابراین اگر قرار است که بدنبال کالبدشکافی وقایع گذشته برویم ( که در درست بودن خود این موضوع در شرایط فعلی جای شک و تردید است ) ابتدا باید به سراغ گروه اول برویم که در این صورت عدالت حکم میکند که بجای سوال از امثال میرحسین موسوی ، از گروههای مسلحی که همراه با بعثیون عراقی و در گرماگرم دفاع مردم ، به کشور حمله کردند سوال کنیم که چرا چنین بهانه و شرایطی را بوجود آوردند که تاوان تحلیلهای غلط و قدرت طلبانه آنان را پدران و مادران بیگناهی دادند که در سوگ فرزندانشان به ماتم نشستند . البته قصدم توجیه عملکرد مسئولین جمهوری اسلامی در این جریان نیست ولی باید بپذیریم که در هر جنگی ، زمینه ساز و آغازگر جنگ بیش از دیگران باید پاسخگو باشد هرچند که این توجیهی برای عملکرد غلط طرف دیگر جنگ نیست .

سکوت امثال آقای میرحسین موسوی در این جریان البته جای انتقاد دارد و بنده نیز قصد دفاع از آنرا ندارم ( هرچند که اطلاع دقیقی هم از سکوت ایشان ندارم ) ولیکن سخن اصلی من این است که گناه این سکوت از 2 منظر بویزه در شرایط کنونی و در نظر گرفتن اولویت ها نه تنها قابل اغماض است بلکه از نظر اینجانب طرح و بزرگنمایی آن تا حدودی بر اساس سناریوی تخریب و از سویی گروههای مشکوک دامن زده می شود .

اول اینکه مختصات سیاسی – اعتقادی حاکم بر جامعه ما و ظرافتها و پیچیدگیهای فرهنگی – مذهبی دخیل در آن بگونه ای است که هر سکوت و انزوای سیاسی توسط شخصیتها را نمی توان الزامآ مساوی با مسامحه و یا همراهی آنان با وضعیت موجود تغبیر نمود . همانگونه که هر اعتراض و مبارزه ای را نمی شود در راستای منفعت مردم و مصلحت جامعه ارزیابی و به آن نمره مثبت داد . جامعه شناسان و تحلیلگرانی که تاریخ صدساله اخیر کشور را بدقت مطالعه نمودند و انواع لایه های ایدئولوزیک و سیاسی مردم و جامعه را مد نظر دارند قطعآ بر این مدعا صحه میگذارند که رعایت اصل مقتضیات زمان و مکان در این کشور بیش از هر جای دیگری در نحوه موضعگیری اشخاص وجریانات فکری باید مورد توجه قرار گیرد . توضیح و تشریح بیشتر این موضوع نیاز به فرصتی دیگر دارد و منظور از ذکر این نکته مختصر ، تصحیح قضاوت در خصوص علتهای احتمالی سکوت افراد بود .

دوم آنکه سکوتی که امروز میرحسین موسوی به آن متهم میشود اختصاص به شخص وی ندارد و بسیاری از افراد مطرح فعلی و قبلی را هم شامل میشود . اما چگونه است که در این میانه انگشت اتهام عمدتآ بسوی ایشان نشانه گرفته شده است ؟! روی سخن من در این موضوع طراحان این انتقاد نیست که آنها خود میدانند که این صرفآ تغییر تاکتیک تبلیغاتی آنان است ، بلکه مقصود من آندسته از عزیزانی است که بدون توجه به بسیاری از واقعیتها تحت تاثیر اینگونه مطالب واقع می شوند .

همه نسل انقلابی ها ، هر کدام به نحوی و در جایی و در قضیه ای دچار خطاهایی سیاسی و بعضآ جبران ناپذیر بوده اند . اما مگر ما هم اینچنین نبوده ایم ؟ اصلآ کدام انسانی است که در متن فعالیتهای اجتماعی فداکارانه وارد شود و نگران این نباشد که ممکن است گاهی در موضعگیری های خود دچار خطا شود ؟ آدم زنده کسی است که جسارت حرکت و تلاش را دارد و مسئولیت هر اشتباهی را میپذیرد و آنکس که اشتباه ندارد ، انسان مرده ای است که دست به سیاه سفید نمی زند و سخنی نمی گوید و حرکتی نمی کند که مبادا خطایی مرتکب شود .

مهم این است که امروز هم باز همین نسل انقلابی های صادق هستند که آستین همت بالا زده اند و بدون ترس از نقد و تخریب خود به میدان آمده اند و مبارزه ای واقعبینانه را در جهت اصلاح خطاها و منافع مردم شکل می دهند . و ما همانگونه که در سال 76 هم اگر چنین انتقادهایی از خاتمی بدلیل سکوتهایی اینچنین می شد وقعی نمی گذاشتیم و به اولویت اصلی که همانا استفاده از فرصت بوجودآمده بود می اندیشیدیم ، اکنون نیز باید به فرصت تغییر و ضرورت تاریخی آن بیندیشیم .

نگارنده اکثر مقالات و نظریات کسانی را که با نقد باصطلاح سکوت میرحسین موسوی وی را زیر سوال برده اند بدقت مطالعه و پیگری نموده ام و آنچه که از مجموع آنها دریافته ام این حقیقت بوده است که منتقدین فقط بدنبال سست کردن انگیزه ها و امیدهای رو به رشد مردم برای شرکت در انتخابات می باشند و اگر میرحسین موسوی در این سالها بجای سکوت تبدیل به بلندگو هم شده بود باز هم استریو نبودن صدای وی را بهانه کرده و انتقاد می نمودند .

اگر مخالفین موسوی تنها همین یک دلیل (بهانه) را برای انتقاد از او دارند ( که آنهم قابل بحث و بررسی است ) بطور قطع چنانچه با شناسنامه حقیقی و کارنامه عملی خود وارد چنین مباحثی شوند آنگاه مشخص خواهد شد که چه بیشمار سوالاتی را ابتدا خود باید پاسخگو باشند و بعد انتظار پاسخ به همین یک سوال را از فردی داشته باشند که جز صداقت و صبر گناهی نداشته است .

شبهه افکنانی که هدفشان تحریم انتخابات است ، چنانچه بدنبال پاسخ واقعی سوالشان هستند کافیست تا 22 خرداد تحمل داشته باشند .      

 

+ بابا حمید ; ٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٧

باز باران...

۱۳۸۸/٢/۳۱

 

حدود چهار سال است که در این وبلاگ ننوشته ام و در این مدت گفته ها و ناگفته های دلم را به بایگانی ذهنم سپرده ام و البته این مسئله بیش از آنکه به کاهلی و بی خیالی ام ربط داشته باشد به گرفتاریهای ناخواسته و مشکلات عدیده ای مربوط است که متاسفانه چند سال پیش ازناحیه نارفیقی بر من وارد شد و همچنان همه وقت و ذهنم را درگیر آن کرده است که شرح این قصه پر غصه را تنها خدا داند و همو شایسته گره گشایی اش است .

-------------------

همیشه با بارش باران حس وحال دلچسبی به من دست میدهد

حس زندگی ، حس آرامش ، حس امید و.....

این احساس خوشایند این روزها وجودم را دوچندان احاطه کرده است زیرا که گویی آسمان سیاسی کشورمان نیز در آستانه پیوند ابرهای بارن زا و وزیدن هوایی بهاریست .

همه کسانی که از لطافت و پاکیزه گی پس از باران احساس نشاط و شعف میکنند و در نسیم روح بخش هوایی تازه سرمست میشوند باید دعا کنند و نه دعا که باید سخت بکوشند تا این باران رحمت ببارد و آلودگی های ناشی از بی تدبیری مدیریت کلان کشور و غبارهای نشسته بر فضای سیاسی جامعه را بشوید و بر جسم وجان خسته و درد دیده این مردم نفسی تازه بدمد .

فرصت بسیار اندک است و لحظه ها سرنوشت ساز . چهارسال آینده این کشور و چه بسا مسیر تاریخی این ملت  درهمین زمان اندک رقم میخورد . شاید نتوان با این انتخاب به قله خواسته ها و ایده آل ها صعود کرد اما تردیدی ندارم که از سقوط بیشتربه دره عقب مانده گی و انزوا و .... جلوگیری خواهد شد و این خود مقدمه ای است برای صعود .

 من آمدن باران را باور کرده ام و بر همین اساس مجددا مینویسم تا شاید بر تک رهگذران این وبلاگ نیز امید به باران را بباورانم .

 

+ بابا حمید ; ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۳۱

نمايشگاه السيت ۲

۱۳۸٤/٩/٢۱

 

۱- نمایشگاه السیت امسال ( ۱۳- ۹ آذر ) فرصت مغتنمی برای من بود تا بتونم بعد از مدتها دوستان وبلاگی مشهدی که واقعآ دلم براشون تنگ شده بود و ببینم . از طرفی هم بخاطر مسئولیتی که این دوستان بعهده ام گذاشته بودند ( عضویت در هیئت داوران انتخاب وبلاگهای برتر شرکت کننده در مسابقه ) ناچار بودم تا بیش از یکصد و بيست وبلاگ مشهدی شرکت کننده در مسابقه را هر چند بصورت فشرده و مختصر , بررسی و بازدید کنم . و این توفیقی بود که مدتها نصیبم نشده بود . راستشو بخواهید وقتی با اینهمه تعداد وبلاگ نویس مشهدی و متنهای زیبا و مفید و خلاقیتهای بدیع نوشتاری اونها در وبلاگهاشون روبرو شدم , از یکطرف دچار شعف و امیدواری شده بودم که چگونه روند رو به رشد دنیای وبلاگستان , حصارهای کاذب جلوگیری از تبادل اطلاعات و ممنوعیت انتشار نوع آوری های نویسندگان جوان نسل امروز را ( حداقل در اقشاری که به اینترنت دسترسی دارند ) در هم شکسته و از طرفی هم دچار افسردگی و نا امیدی از خودم شده بودم که اینچنین از این دنیای شیرین مجازی فاصله گرفته ام و گرفتاریهای روزمره و ظاهرآ بی انتهایم ! مرا از موهبت همراهی جامعه ای که اهمیت هویتشان و ارزش واقعی جایگاهشان تنها و تنها در واژگانی است که با نامی مستعار در فضایی مجازی ثبت می کنند , محروم کرده است .

۲- در مورد نتایج اعلام شده مسابقه هم روشن است که این نتایج حاصل رای اکثریت اعضای هیئت داوران بوده و چه بسا بنده یا هرکدام از اعضا , بطور منفرد انتخابهای دیگری هم داشتیم که شایسته برنده شدن یا تقدیر شدن را داشته است , اما بهرحال مورد تایید اکثریت قرار نگرفت . بنابراین همونطور که در بیانیه هیئت داوران منعکس شد برنده اصلی این مسابقه را بايد تمامی وبلاگ نويسانی دانست که در اين نمايشگاه همراه مان بودند و بنوعی حضور داشتند .

۳- در حاشیه همایشی که در یکی از روزهای نمایشگاه توسط وبلاگ نویسها برگزار شده بود فرصتی دست داد که با یکی از اعضای موسس انجمن وبلاگ نویسان ایران که جهت زیارت به مشهد اومده بود و در همايش هم شرکت کرده بود , ملاقاتی داشته باشم . و این دوست عزیز شرح نسبتآ کاملی از مشکلاتی که از ابتدا برای تاسیس این انجمن برایشان پیش آمده بود و دست آخر هم بدلیل همین مشکلات نتوانستند این انجمن را قانونآ ثبت و تشکیل دهند به من داد و واقعآ متاسف شدم از اینکه چرا باید تاسیس چنین N.G.U هایی در کشورمان , مشکل و بلکه ناممکن باشد . و چرا وقتی کسانی داوطلبانه حاضرند که با شناسنامه ای قانونی و تحت نظارت فعاليت صنفی کنند , با چنين اشکال تراشی ها و موانعی روبرو می شوند . شکی ندارم که تولد هر وبلاگ گامی است برای تثبيت حقيقتی که امروز تحت عنوان وبلاگ های شخصی و در دنيايی مجازی خود را نشان می دهد و فردا بعنوان رسانه ای ملی و در دنيای واقعی منتشر خواهد شد و نيازی به ثبت قانونی نخواهد داشت .

4- حقیقتآ جا داره که از همت و تلاش بیدریغ و بی ادعای همه دوستانی که بی هیچ مزد و پاداشی در انجام و اجرای غرفه وبلاگ نویسان در نمایشگاه امسال زحمت کشیدند قدردانی و تشکر کنیم . بويژه از ارتفاع صفر , اسکیزوفرنی , اکسیر , دخترخوابگاهی , سورئالیست , سعید مادرشاهی و همه کسانی که اسامی شان آلان تو ذهنم نمونده . دستشون واقعآ طلا .

+ بابا حمید ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٢۱


مهمون خونه
پست خونه
صندوق خونه
ياهو مسنجر :

يادداشت هاي گذشته
همسايه ها
همشهري ها
از ما بهترون
وبگردي

سخن هفته



  [ مهمون خونه| صندوق خونه | پست خونه ]
استفاده از مطالب اين وبلاگ بدون كسب اجازه هم مجاز است!